|
.... و الگویی بهتر از کوه نیافتم .... از کوه بیاموزیم!
| ||
یک لحظه خواستم. چون کودکی که ناشیانه دست در آتش فرو بَرَد خواستم تو را آن سطر ها گذشت حالا این پیریِ مدام مرگ را زیبا کرده است آنقدر که کوه کنار خانه ام حتی اگر آتشفشان کند از ایوان و غروب و قهوه ای که تازه ریخته ام نخواهم گذشت من که با ماه از پنجره ات می آمدم روزهاست پشت پیغام گیر گیر کرده ام دردیست دردیست خونت جوان بماند پایت پیر شود
برای خواندن مطالب بیشتر اینجا کلیک کنید
مرد کوه صفت [ ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ ] [ ۱۱:۱٥ ب.ظ ] [ مسعود اسماعیلی ]
آموختم که شمع دلم را که بدست رحمت خداوند روشن گشته، به بادهای نفس و هوی نسپارم تا خاموش شود (شیرین عزیز) آموخته های خواهرم در لینک کناری در صفحات وبلاگ (خواهر عزیزتر از جانم) آموختم که رفاقت مثل آدم برفی میمونه! نگه داشتنش از ساختنش سخت تره آموختم که هیچ الهه و معشوقی بهتر از الله که الهۀ الهات است نیست آموختم که از هرکه بیاموزم بنده اویم (شاه محسن) آموختم که سنگ، سنگ است اگر چه مهربان باشی ... (سنگ) آموختم که باد با چراغ خاموش کاری ندارد آموختم که برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک به او نیستم برایش دعا کنم آموختم که مهم بودن خوب است ولی خوب بودن مهم تر از آن است آموختم با قلبم صدایش بزنم و با قلبم صدایش را بشنوم (خسرو عزیز) آموختم که دقیقا در انتهای هر روز لحظه ای هست آموختم که ببخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند ومرا در دوردست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم... (سودابه) آموختم که در این فر صت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند (سودابه) آموختم که به زبان بیاورم احساسم را برای آنکه دوسش می دارم برای او که دوستم نمی دارد (سودابه) آموختم که دلم را از سینه درآورم و جایش سنگی سیاه بگذارم تا اسیر احساساتم نشوم تا غمگین نشوم تا شکسته نشوم تا.............. (سودابه) آموختم که حقیقتی از این بزرگتر نیست که انسان میتواند با تلاش زندگی خود را متعالی سازد آموختم که ... شما چه آموختید؟ لطفا نظرات خود را بنویسید تا در ادامه این مطلب افزوده شود [ ۱۳٩٠/۱٢/٢ ] [ ۱٢:۱٥ ب.ظ ] [ مسعود اسماعیلی ]
|
لینک شخصی ![]() ![]() ![]() | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||